شهاب الدين احمد سمعانى
239
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
و آب مىآورد ، گفت : يا آدم طهارتى بكن ، گفت : كجا شويم ؟ گفت : نخست روى شوى كه آب رويت به زلّت رفته است تا به طهارت بازآيد . چون طهارت بياورد در پناه حشمت طهارت توبتش بپذيرفتند 77 . إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ . عجب كارى است ، آدم را گفت : گرد گندم مگرد ، هر كجا كه تخت او مىنهادند ، گندم چون عروسان خود را بر ديدهء او جلوه مىكرد ، در اين سرّى است . آرى خلقان حشمت وى بدان مىدانند كه تختى و كلاهى و تاجى و كمرى دارد و آن غلط است . اى آدم هان و هان تا گرد اين درخت نگردى ، و حكم رفته كه دست حكم را بود ، راست كه آدم آن لقمه در دهان نهاد تا حشمت زيورها از او فروريخت ، آدم بماند جريده با تاج اصطفاى إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ ، و با حلهء ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ تا خلايق را معلوم گردد كه حشمت اصلى را با اين علايق حاجت نيست 78 . اختلاف نسخهها